مردی ۲۰ سال در سردترین جنگل جهان زندگی کرده و با یخ، هیزم و رادیوی دست‌ساز دوام آورده است

این مرد ۲۰ سال در سردترین جنگل جهان زندگی کرده است

در قلب سیبری، جایی که دماسنج گاهی منفی ۷۰ درجه سانتی‌گراد را نشان می‌دهد، مردی به نام ساموئل دو دهه است که در سردترین جنگل جهان به تنهایی زندگی می‌کند. خانه او کلبه‌ای دست‌ساز است، ۳۰ کیلومتر دورتر از نزدیک‌ترین نشانه تمدن، که با گونی و سلفون در برابر سرمای کشنده عایق شده است.

این مرد ۲۰ سال در سردترین جنگل جهان زندگی کرده است
این مرد ۲۰ سال در سردترین جنگل جهان زندگی کرده است

این داستان، روایت بقایی خارق‌العاده در مکانی است که طبیعت در آن بی‌رحم‌ترین چهره خود را به نمایش می‌گذارد. زندگی ساموئل نه یک ماجراجویى زودگذر، که آزمونی سخت و روزمره بر پایه نظم، خلاقیت و احترام عمیق به قوانین طبیعت است.

روزمرگی در سرمای کشنده: از رادیوی دست‌ساز تا نبرد همیشگی برای هیزم

برنامه روزانه ساموئل در سردترین جنگل جهان با یک پیوند کوچک به دنیای خارج آغاز می‌شود: گوش دادن به اخبار از طریق یک رادیو که باتری‌های آن را خودش می‌سازد. سپس نبرد اصلی برای بقا شروع می‌شود: جمع‌آوری هیزم.

گرم نگه داشتن کلبه، وظیفه‌ای است که هرگز پایان نمی‌پذیرد. دیوارهای نازک خانه چوبی به راحتی گرما را از دست می‌دهند و اجاق هیزمی باید بی‌وقفه شعله ور بماند. او روزی چندین بار برای جمع‌آوری هیزم به جنگل می‌رود، زیرا زنده ماندن در چنین دمایی بدون آتش، ناممکن است. حتی یک خواب طولانی‌تر از حد معمول می‌تواند خطرناک باشد؛ بیدار شدن با موهای یخ‌زده، هشداری است که او بارها تجربه کرده است.

تأمین آب و غذا: هنر بقا در انزوای مطلق

در این انزوا، هر منبعی باید با دقت و هوشمندی مدیریت شود. ساموئل برای تأمین آب، به سراغ دریاچه یخ‌زده می‌رود. او یخ را به برف ترجیح می‌دهد، زیرا فرآیند انجماد، آب را به طور طبیعی تصفیه می‌کند. برای غذا نیز به دام‌های ساده خرگوش متکی است و گوشت شکار را در طبیعت، که خود یک فریزر طبیعی عظیم است، نگهداری می‌کند.

  • هنگامی که آذوقه تمام می‌شود، مجبور است سفری پنج ساعته و طاقت‌فرسا به نزدیک‌ترین روستا را در ماه‌های محدود گرم سال انجام دهد.
  • برای مقابله با بیماری‌های ناشی از سرما، از داروهای طبیعی مانند چای سوزن کاج یا برگ صنوبر استفاده می‌کند.

همسایگان دائمی او خرس‌ها و گرگ‌ها هستند. او یاد گرفته است که با احتیاط و حفظ فاصله، در قلمرو آنان زندگی کند و غذای خود را به دقت پنهان نماید.

انگیزه ماندن: صلحی که در انزوا یافته می‌شود

پس از دو دهه، این پرسش مطرح است که انگیزه ساموئل برای ادامه این زندگی دشوار چیست؟ خود او اشاره می‌کند که بخشی از این تصمیم به از دست دادن اعضای خانواده در جوانی بازمی‌گردد. اما آنچه او در سردترین جنگل جهان یافته، فراتر از فرار از غم است.

ساموئل عمدتاً از سکوت و سادگی زندگی در آغوش طبیعت رضایت دارد. او زندگی در روستا را “کسل‌کننده” می‌داند و خطرهای انزوا را به قیمت یافتن صلح شخصی‌اش می‌پذیرد. بقای او نه بر پایه شانس، که بر اساس دانش عمیق از محیط، انضباطی آهنین و خلاقیتی برای حل مسائل با کم‌ترین امکانات استوار است. زندگی او گواهی است بر مقاومت خارق‌العاده روح انسان در برابر خشن‌ترین شرایط ممکن.

مجله اینترنتی جیجا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *