اعتراف تکان‌دهنده نوجوان ۱۷ ساله به قتل خواستگار خواهرش در مراسم خواستگاری

4675800

پلیس آگاهی مشهد در پیگیری پرونده‌ای جنایی به سرنخ‌هایی از یک جنایت خواستگاری هولناک در کرج دست یافت که پرده از رازی بزرگ و فداکاری یک پدر برای نجات فرزندش برداشت. تحقیقات پیچیده پلیسی سرانجام با اعترافات تکان‌دهنده یک نوجوان ۱۷ ساله تکمیل شد و جزئیات دقیق این قتل در مراسم خواستگاری را روشن ساخت.

[image](image)

آغاز کشف راز جنایت خواستگاری

ماجرا از اواخر پاییز سال گذشته در مشهد آغاز شد، زمانی که کارآگاهان جنایی مشغول تحقیق بر روی پرونده قتل جوانی به نام میکائیل در نزاعی خونین در بیابان‌های توس ۶۳ بودند. در این پرونده، متهمی ۲۱ ساله از اتباع افغانستانی به نام روح‌الله دستگیر شد. همزمان با بررسی‌های گسترده، گروه عملیاتی به سرنخ‌هایی مشکوک دست یافت که احتمال وجود یک قتل در مراسم خواستگاری دیگر را در ذهن پلیس قوی‌تر کرد. این فرضیه با تشکیل جلسات تحلیلی در پلیس آگاهی مشهد، به ریاست سرهنگ جواد بیگی، جدی‌تر دنبال شد. مشخص شد که یک نوجوان ۱۷ ساله به نام محمدجواد، از بستگان متهم پرونده توس، ممکن است در جنایتی دیگر نقش داشته باشد که بهار سال گذشته در کرج رخ داده است.

گره‌گشایی از معمای قتل در مراسم خواستگاری کرج

بر اساس اطلاعات به دست آمده، پدر محمدجواد که ابراهیم نام دارد، به اتهام قتل خواستگار دخترش در زندان کرج به سر می‌برد. این مساله کنجکاوی قضایی را برانگیخت؛ قاضی دکتر صادق صفری، مقام قضایی باتجربه، با توجه به شواهد و تجربیات خود، گمان می‌برد که ممکن است پدری خود را قربانی کرده تا پسر نوجوانش از مجازات رهایی یابد. این فرضیه موجب شد تا تحقیقات پلیس آگاهی مشهد با هماهنگی‌های قضایی وارد مرحله‌ای حساس شود. کارآگاهان به دنبال محمدجواد در کوی امین‌آباد مشهد گشتند، اما هیچ‌کدام از نزدیکان او اطلاعات دقیقی در اختیار پلیس نگذاشتند. سرانجام با اقدامات تخصصی، محمدجواد دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد تا گره از راز این جنایت خواستگاری گشوده شود.

روایت تکان‌دهنده نوجوان از حادثه شب خواستگاری

محمدجواد، نوجوان ۱۷ ساله، در ابتدا هرگونه دخالت در قتل را انکار می‌کرد، اما پس از مشاهده اسناد و شواهد انکارناپذیری که کارآگاهان در مقابلش قرار دادند، لب به اعتراف گشود و راز قتل در مراسم خواستگاری کرج را فاش کرد. او گفت: «بعد از اینکه فرهاد، خواستگار خواهرم، به خواستگاری آمد، ما به کرج رفتیم. اما بر سر محل برگزاری مراسم عقد و همچنین مهریه و جهیزیه اختلافاتی پیش آمد که به مشاجره و نزاع کشید. فرهاد با چاقو به من حمله کرد و انگشتم زخمی شد. پدرم با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت، اما خانواده خواستگار ادعا کردند که آشتی کرده‌ایم و شکایتی نداریم و به همین دلیل نیروهای انتظامی رفتند.»

محمدجواد در ادامه اعترافات خود افزود: «مدتی بعد، خانواده خواستگار ما را به یک خانه‌باغ روستایی بردند و به نوعی ما را زندانی کردند. صبح دوازدهم خرداد سال گذشته، در پی از سرگیری بحث و مشاجره، فرهاد با مشت به سر پدرم کوبید. من که دیگر نمی‌توانستم این رفتارها را تحمل کنم، به بیرون دویدم و با چاقویی که از داشبورد خودروی پژوی دامادمان برداشته بودم، ۳ یا ۴ ضربه از پشت و پهلو به فرهاد زدم که روی زمین افتاد و جان باخت. ما نیز بلافاصله به مشهد بازگشتیم و روز بعد پدرم دستگیر شد.»

ابعاد پنهان و زمینه‌های اجتماعی جنایت خواستگاری

پرونده جنایت خواستگاری کرج، بار دیگر اهمیت مدیریت اختلافات و حل مسالمت‌آمیز منازعات خانوادگی را برجسته می‌سازد. در بسیاری از موارد، تنش‌ها و سوءتفاهم‌ها در چنین رویدادهای حساسی، به دلیل عدم توانایی در کنترل خشم و فقدان مهارت‌های ارتباطی، به فجایعی جبران‌ناپذیر منجر می‌شود. این حادثه، به ویژه در بستر جوامع مهاجر که با فشارهای فرهنگی و اجتماعی خاص خود روبرو هستند، ابعاد پیچیده‌تری پیدا می‌کند.

فقدان سیستم‌های حمایتی و مشاوره‌های قبل از ازدواج می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تنش‌ها در مراحل اولیه آشنایی و خواستگاری باشد.

تنش‌های فرهنگی و اجتماعی، به همراه عدم آگاهی از راه‌های قانونی حل اختلاف، می‌تواند به درگیری‌های فیزیکی و تصمیمات ناگهانی منجر شود که تبعات مرگبار به دنبال دارد.

با اعتراف نوجوان متهم، وی با دستور قاضی صفری تحویل کارآگاهان اعزامی از کرج شد تا ابعاد دیگر این قتل در مراسم خواستگاری و پیچیدگی‌های آن بررسی و سیر قضایی پرونده تکمیل شود.

منبع: خراسان

مجله اینترنتی جیجا


مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *